السيد محمد حسين الطهراني
113
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ رابطهء قرآن با انسان كامل ، و انسان كامل با قرآن ] و مىبينند زيادهروى و كثرت طلبى غيرشان را در امور دنيا : كمى و نقصان . و نيز رسيدن غيرشان را به امور دنيوى و أخذ و بطش و نيل و وصولشان را ، فوت از امور معنوى ، و از دست دادن و هدر رفتن سرمايههاى خدادادى ، و نابود شدن كانون سعادت در حيطهء وجودى . أولياء خدا دشمن مىباشند با چيزهائى كه مردم با آن آشتى و مسالمت نمودهاند ؛ و دوست و سلم و سلامت مىباشند با چيزهائى كه مردم با آن دشمنى مىورزند . بواسطهء آنهاست كه كتاب إلهى دانسته مىشود ؛ و بواسطهء كتاب الهى است كه آنها دانسته مىشوند و شناخته مىگردند . و بواسطهء آنهاست كه كتاب خدا برپا مىشود و راست و استوار مىگردد ؛ و بواسطهء كتاب خداست كه آنها برپامىشوند و راست و استوار مىگردند . ايشان بالاتر از أمد اميد و در ازاى رجاء خود ، چيز اميدوار كنندهاى را نمىبينند ، و بالاتر از آنچه از آن مىترسند ، چيز ترسناك و مخوفى را ادراك نمىكنند . ) در قضيّهء حكميّت حكمين در جنگ صفّين مىفرمايد : كتاب خدا با من معيّت دارد ، و از آن زمان كه با او همنشين شدهام ، با او مفارقت ننمودهام ( و إنّ الكتاب لمعى . ما فارقته مذ صحبته ) در خطبهء طويلى كه آن حضرت به سوى لشكرگاه خوارج رفت ، در هنگامى كه آنان سخت در إنكار حكومت حكمين پافشارى داشتند ، تا مىرسد به اين جملات كه مىفرمايد : أ لم تقولوا عند رفعهم المصاحف حيلة و غيلة ، و مكرا و خديعة : إخواننا و أهل دعوتنا استقالوا و استراحوا إلى كتاب الله سبحانه ، فالرّأى القبول منهم ، و التّنفيس عنهم . فقلت لكم : هذا أمر ظاهره إيمان ، و باطنه عدوان . و أوّله رحمة ؛ و أخره ندامة . فأقيموا على شأنكم و ألزموا طريقتكم ، و عضّوا على الجهاد بنواجذكم . و لا